اديب سامري و تَنحُم بن يوسف اورشليمي (سيزدهم ـ 1)، آثار دستوري خود را به عربي نوشتند و تَنحُم يك واژه‌نامه‌ٴ عبري به عربي تأليف كرد. البته آنان بايد به عربي مي‌نوشتند، چون‌ يهوديان شرقي در محيطي عربي زندگي مي‌كردند و چنان مستعرب شده بودند كه زبان ديني‌ خودشان را بايد از ديگري مي‌آموختند.
از آنجا كه يهوديان روش‌هاي دستوري را از مسلمانان مي‌آموختند و حتي نخستين دستور زبان‌هاي عبري را نه به عبري‌، بلكه به عربي مي‌نوشتند، عجيب نيست كه يكي از محصولات‌ جنبي كارشان ظهور اولين نشانه‌هاي زبان‌شناسي تطبيقي زبان‌هاي سامي بود. نخستين كار در اين زمينه به اهتمام يهودابن قُرَيش تاهُرتي (نهم ـ 1)،1 انجام گرفت‌. او در رساله‌اش به جمعيت‌ يهودي فاس توصيه مي‌كند از مطالعه‌ٴ ترجمه‌ٴ آرامي عهد عتيق (مقدمه‌، 1، 166، 290) غافل‌ نشوند و دراين زمينه‌ها به‌بحث مي‌پردازد: 1) عبري و آرامي در كتاب مقدس‌؛ 2) عبري و آرامي‌ در مِشنه و تلمود؛ 3) عبري در مقابل عربي‌. او از ارتباط اين سه زبان آگاه بود و با زبان بربري هم‌ آشنايي‌هايي داشت‌. قدم‌هاي بعدي را سعدياي جايون (دهم ـ 1)، قرقساني قرائي (دهم ـ 1)،2 و ابوالحسن المقدسي (دوازدهم ـ 1)، اسحاق‌بن بَرون‌ِ (دوازدهم ـ 1) لوقِني (اندلس‌) برداشتند، و اسحاق رساله‌اي درباب موازنه‌ٴ ميان عربي و عبري نوشت‌. شايسته است دراينجا اضافه كنيم كه‌ دست‌كم يك عالم مسيحي‌، يعني راجر بيكن (سيزدهم ـ 2)، از پيوند ميان عبري‌، آرامي و عربي‌ آگاه بود.
قوم يهود در طي اعصار داراي چند زبان شده بودند. در عصر كتب مقدس بسياري‌شان به‌ فارسي‌، آرامي يا يوناني حرف مي‌زدند؛ بعدها عربي و زبان‌هاي مختلف ديگر را آموختند؛ آگاهي آنان از عربي چنان عميق بود كه توانستند در مقام شخصيت دولتي‌، فيلسوف و دانشمند در رشد فرهنگ اسلامي سهم به سزايي داشته باشند. به‌علاوه‌، برخي شاه‌كارهاي فكري يهود به‌ زبان‌هاي بيگانه نوشته شده بود؛ كافي است كتاب‌هاي يوناني فيلون (اول ـ 1) و يوسف فلاوي‌ (اول ـ 2)، و آثار عربي ابن جبرول (يازدهم ـ 1) و ابن ميمون (دوازدهم ـ 2) را ذكر كنيم‌. آموزش‌ فلسفي و علمي يهود از طريق ابن ميمون به زبان عربي بود. چه‌طور شد كه زبان عبري به‌ سرنوشت سرياني و قبطي دچار نشد؟ پيداست كه شاه‌كارهاي ادبي ضامن حفظ يك زبان‌


1 .تاريخي كه در مقدمه‌، ج 1، 570 درمورد زمان فعاليت او داده‌ام خيلي جلوتر است‌. او را به‌جاي (نهم ـ 1) بايد در (نهم ـ 2) و حتي (دهم ـ 1) قرار داد، همان‌طور كه در دايرةالمعارف يهود (ج 8، 1006، 1931) آمده است‌. يهودابن قُريش (يا قرئيش‌) با سياح بزرگ اِلدَد هَه ـ دَني آشنا بود. اِلدَد درحدود 880 در تاهُرت و قيروان برآمد (دايرةالمعارف يهود 6، 393 ـ 399، 1930).
2 .در كتاب الانوارِ او به تلفظهاي متفاوت يهوديان عراق و ايران‌، ريشه‌ٴ مشترك عبري و عربي و غيره برمي‌خوريم‌. اين اطلاعات را لئون نموي در نامه‌ٴ مورخ‌26 مارس 1942 از نيوهِيوِن لطف كرده است‌.